قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2209

تاريخ الفي ( فارسى )

صلّى اللّه عليه و آله ، منقول است كه إذا قال المظلوم : يا ربّ . قال اللّه سبحانه و تعالى : لبّيك عبدى ، فبعزّتى و جلالى إن لم انتقم من ظالمك ، فانا ظالم . يعنى : هرگاه مظلومى از روى تضرّع و زارى فرياد كند كه يا ربّ ، حقّ ، سبحانه و تعالى ، در جواب او مىفرمايد : لبيك اى بندهء من . تضرّع تو را دانستم و فرياد تو شنيدم . پس قسم به عزّت و جلال خودم كه اگر انتقام تو از ظالم نستانم ، پس من ظالم باشم . تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا . بعد از آن قاضى صاعد فرمود : اى امير ، بايد كه از اين مغرور نشوى كه ظلمه بسيار است كه ظلم مىكنند و به ايشان بالفعل آسيبى نمىرسد ؛ چه ، يكى از حكم الهى اهمال و فرصت ظالمان است ، چنانچه كريمهء فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ « 1 » به آن ناطق است . يعنى : هرگاه بندگان من فراموش كنند كه اوامر و نواهى ما را و در مقام طغيان و عصيان دلير درمىآيند ، ما مىگشاييم بر ايشان ابواب مرادات ايشان را تا آنكه خوشحال مىشوند به آنچه به ايشان داده شده از مكنت و ثروت دنياوى . و چون تمرّد ايشان از حدّ تجاوز نمايد صفت جلالّيت ما در جنبش آمده ناگاه آنچنان در مقام انتقام مىآيد كه عبرت عالميان گردند . بعد از آن فرمود : اى امير ، وجه ديگر در فرصت و مهلت ظالمان آن است كه حقّ ، سبحانه و تعالى ، هميشه صفت قدرت را دارد و از فوت فرصت انتقام ، انديشه ندارد و به خلاف بندگان كه ايشان در اخذ انتقام فرصت غنيمت مىدانند ؛ چه ، ايشان را هميشه قدرت نيست . و امّا آنچه در آن مجلس از سخنان حكما بيان فرمود يكى آن بود كه حقّ ، سبحانه و تعالى ، جواد مطلق است و از صفت بخل مبرّا و منزّه و فيض عام او ، مقتضى آن است كه هر موجودى از موجودات را آنچه قابليّت و استعداد آن داشته باشد ساعت به ساعت بىتوقّف و درنگ مىرسيده باشد . بنابراين ، چون امير را الحال به اين اوضاع پسنديده و اخلاق حميده كه دارد قابليّت و استعداد سلطنت و رياست عامهء خلايق حاصل بود حقّ ، سبحانه و تعالى ، از خزانهء جود خود پىدرپى فتوحات ارجمند به ايشان ارزانى داشته آنچنان رعبى در دل اعدا كه در ظاهر اسباب شوكت و حشمت صد برابر امير داشتند ، انداخت كه در هيچ معركه به هيچ‌وجه ، طاقت مقاومت نتوانستند آورد . و يقين است كه مادام كه امير اين اوضاع و اخلاق را تغيير و تبديل نخواهند فرمود روزبه‌روز عنايات الهى و فيوضات نامتناهى كه متتبّع اين اوضاع‌اند در ترّقى و تزايد خواهد بود . و اگر اين اوضاع و اخلاق را ترك نمايند ، از جانب فيّاض على الإطلاق نيز آنچه مناسب آن وضع خواهد بود بر ايشان فايض خواهد شد . پس ، معيار عقلا

--> ( 1 ) . انعام ، 44 .